سفیر
شعر
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386
در جستجوي تو
به جستجوی تو ...
به جستجوی تو
بر درگاه کوه می گریم
در آستانه ی دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم،
در چهار راه فصول،
در چارچوب شكسته ي پنجره اي كه آسمان ابر آلوده را
قالبي كهنه مي گيرم
......
با انتظار تصوير تو
اين دفترچه خالي تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟
جريان باد را پذيرفتن،
و عشق را كه خواهر مرگ است.
و جاودانگي رازش را با تو در ميان نهاد.
نامت سپيده دمي است كه پريشاني آسمان ميگذرد
ـ تبرك باد نام تو!
و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را....
....
....
نوشته شده توسط آصف خسروی
در 12:53 | لینک ثابت
•

