شنبه سی ام تیر 1386
اهدف زندگی
دوستانی که قبلا مطلبم را در مورد تلقین خواندند.برای
اینکه زودتر بتوانند به خواسته های زیبایشون برسند
فهرستی که در آن خواسته های نا ممکن و ممکن را نوشتند
با انجام این عمل که برایتون میگویم امیدوارم که بر اهداف
زیباتون ، با توكل به خداي مهربان تحقق ببخشد.
..............
....
اهداف در زندگي
بر سه دسته تقسيم ميكنيم:
دسته ي اول: اهداف بلند مدت
دسته ي دوم: اهداف كوتاه مدت
دسته ي سوم: اهداف احساسي
مثلا من يه ماشين مدل بالا ميخوام و بعد از چند وقت نا اميد
ميشم چون نتوستم بخرمش.براي همين افسرده ميشم ولي
وقتي هدفم را كوچكتر كنم و به خودم بگم تا دو ماه بعد يه
گوشي نوكيا مدل بالا بخرم و بعد موفق به خريدش بشوم
اين اميد در درونم رشد پيدا ميكنه كه به هدفهاي بزرگترم
برسم.پس نتيجه ميگيريم كه خريد ماشين مدل بالا را بزاريم
اهداف بلند مدت و خريد گوشي نوكيا را ، اهداف كوتاه مدت.
پس در فهرست زندگي كه نوشته بوديد براي خود دقيقا با كمك
دوستانتون و خودتون طبقه بندي كنيد تا بتوانيد بر آنها پيروز
بشويد.
اهداف احساسي:
اهداف احساسي : در فهرست زندگيتون اين موارد بايد به چشم
بخوره(سفر پدر و مادرم به خانه ي خدا، سفر به مشهد، سفر
به جاهاي زيارتي و كمك به همنوع خودم در اين دنيا و..).
من براي خود اين مسير را ، مسير زندگي انتخاب كردم كه
وقتي بتوانم به اهداف احساسي خودم برسم خود به خود با
توكل بر خداي مهربان بقيه اهدافم تبديل به واقعيت ميشود.
اگه با من موافق باشيد مسير زندگيمون را انتخاب ميكنيم
" جاده ي زيارت".
اميدوارم كه در اين ماه عزيز، با ياري خدا به تمام
خواسته هاي زيباي خودمون در اين دنيا برسيم![]()
![]()
![]()
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
تولدي دوباره
......
......
.......تولدي دوباره....
دريچه اي تازه براي پسري كه عاشق همه ي مردم بوده..
دريچه اي تازه براي خوشبختي دوباره.....
.....
...
سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۸۶
امروز روز تولد من به بيان و تاريخ دبگري هست..
امروز من ميخواهم تمامي خاطرات تلخ و شيرينم از گذشته را
به فراموشي بسپارم و از آنها درسي براي آينده و حال خود
برداشت كنم و ادامه زندگي خود..
آصف ، اين اسم من هست و دلايل انتخاب اسمم.
آ ـ حرف( آ) به معني آغاز زندگي دوباره خود انتخاب كردم..
ص ـ حرف(ص) به معني اينكه ميخواهم زندگي ام را از
صفر شروع كنم..
ف ـ حرف ( ف) به معني فرياد زدن، فرياد ميزنم كه اي خدا
منم ميخواهم زندگي كنم حالا كه بعد از اتفاقهاي عجيبي كه
در زندگي ام افتاد من به تنهايي عجيبي گرفتار شدم ولي اين
خواست خدا بود كه با جمع بسيار خوب عزيزانم در وبلاگ
آشنا شدم . اميد دوباره در زندگي ام زنده شد.و خدا حالا كه تو
دوست داري من در اين دنيا باشم پس به من فرصت و زندگي
دوباره ببخش.
به من اين نيرو را بده كه بتوانم بيشتر و بهتر به مردم كمك كنم
و عاشق تمام عاشقان و عزيزانم باشم..
روز تولدم ،روزي هست كه تمام خاطرات هادي را به ياد
فراموشي بسپارم و دوست دارم منو با اين اسم صدا بزنيد..
شايد برايتون سووال باشه چرا؟
ولي خواهش ميكنم در مورد اين چرا ، پاسخي نباشد.

