سفیر
شعر
یکشنبه ششم خرداد 1386
آراكگاه دل
آرامگاه دل...
آرامگاه دل اينجاست، اينجا جاي دوري نيست همين نزديكيها،
كمي پايين تر از دو كاسه ي خون بي دريغ كه هر شب مشتاقانه ي
گلهاي پژمرده دل را از آن بالا آب ميدهند.
مبادا كه گلها بميرند.....
آه خداي من
يعني به جز اشكهاي باراني ام
گلهاي پژمرده ي دل من باران ديگري ندارند؟
چقدر بيچاره اند گلها
چقدر بيچاره ام من.
نوشته شده توسط آصف خسروی
در 18:23 | لینک ثابت
•
جمعه چهارم خرداد 1386
حبس ابد
تو را به دادگاهی خواهند کشید
شاید به حبس ابد محکوم شوی
جزئیات جنایت معلوم نیست
فقط اثر انگشت بر روی قلبی شکسته است...
نوشته شده توسط آصف خسروی
در 16:30 | لینک ثابت
•
پنجشنبه سوم خرداد 1386
ای انسانها
به کجا چنین شتابان که
مقصد خاک است..
نوشته شده توسط آصف خسروی
در 19:56 | لینک ثابت
•
