تبليغاتX
سفیر

یکشنبه پنجم فروردین 1386

خدايا خيلي دوست دارم ...

سلام به تمام  دوستان عزیزم

امیدوارم سال بسیار خوب و پر برکتی در خانواده گرامیتون داشته باشید

و من بتونم با مطالب زیباتر دل شما را شاد کنم .

                                                                       با تشکر هادی

این متن را تقدیم به تمام عاشقان واقعی خدا میکنم....

                             مناجات

بی شک اگرخدای بزرگ از بام بلند عرش، فرود آید

و هم اکنون با اصرارو الحاج از من بخواهد که من بجای او

بر عرش ِ کبریایی او بنشینم و او بجایِ ِ من در محراب، پرستيدن

و عشق ورزيدن آغاز كند و آتش هاي درد و نياز به معبود را از

جان من باز گيرد و بر جان خويش زند،

هرگز، حتي براي شبي تا سحر، نخواهم پذيرفت...

من يك شب را سراسر، درد معبود بودن و رنج محروم ماندن از

پرستش بسر نخواهم برد!

خدايا! تو در آن بالا، بر قله ي الوهيت، تنها چه ميكني؟

ابديت را بي زنيازمندي، بي چشم براهي، بي اميد،چگونه به پايان

خواهي برد؟

اي كه همه هستي از توست، تو خود براي كه هستي؟

چگونه هستي و نمي پرستي؟!

چگومه مي توانم باور كنم كه نو نمي داني كه پرستش  در قلب

كوچك  من ـ پرستنده ي خاكي و محتاج تو از همه آفرينش تو،

بزرگ تر است، عزيزتر است!

چگونه نمي داني كه " عبوديت " از "  معبود بودن " بهتر است!

نمي داني كه مه از تو خوشبخت تريم !

اي خداي بزرگ!

تو كه بر هر كاري توانايي! چرا كسي براي آنكه بدو عشق بورزي،

بپرستي، بر دامنش به نياز چنگ بزني، غرورت را بر قامت بلندش

بشكني، نمي آفريني؟

اي تو كه بر هركاري توانايي، اي قادر متعال،چرا چنين نمي كني؟

مگر غرورها را براي آن نمي پروريم تا بر سر راه مسافري كه چشم

براه آموزش هستم، قرباني كنيم! !

خدايا تو از چشم براه كسي بودن نيز محرومي؟!

                       

                          استاد زندگيم  زنده ياد دكتر علي شريعتي

 

نوشته شده توسط آصف خسروی در 13:41 |  لینک ثابت   •