تبليغاتX
سفیر

چهارشنبه هفدهم آبان 1385

شب قبل  از تولد امام زمان بود که خواب دیدم من و با کسی دیگه که اکنون حضور

ذهن ندارم در یک محوطه بزرگ که یک مسجد و پر از درخت  موز ،با هم بازی

می کردیم بعد از لحظاتی دوستم به پیش یک درخت موز رفت و می خواست موز بچینه.

من هم اضافه شدم و همین کار را می خواستم انجام بدهم ولی هر چه سعی می کردیم نتیجه

نمی داد در همین لحظه شخص نورانی و بلند قامت به پیش ما اومد و به راحتی موز را برای

ما چید  و من موز را از آن شخص نورانی گرفتم و در همین وقت بود مه از خوای بیدار شدم.

بله: اون شخص نورانی " آفایم ، امام زمان " بود

نوشته شده توسط آصف خسروی در 15:12 |  لینک ثابت   •